To start downloading books

Please sign in or create an account.

ناگفته های پرورشی کودکان در خانواده های افغانستان || Untolds of children breeding in Afghanistan families

ناگفته های پرورشی کودکان در خانواده های افغانستان || Untolds of children breeding in Afghanistan families

نام نویسنده: محمدمصطفی محمدیار (کارشناس ارشد در رشته حقوق خصوصی)

Writer’s name: Mohammad Mustafa Muhammadyar

کودکان یا همان انسان‏های کوچک که گویا چهره محسوس و مرئی از فرشته‏های معصوم آسمانی استند که خداوند ایشان را درین زمین، که دیگر نشانه‏ی از خوبی دیده نمی‏شود، فرستاده است تا به ما الگوی خوبی، پاکی، معصومیت و انسانیت باشند. ولی بزرگان یا به گفته‏ی عوام «کلان‏ها» با این که خود باعث به دنیا آمدن این کودکان می‏شوند اما خود مخرب‏ترین نقش را در تمام طول زندگی و در تربیت ایشان بازی ایفا می‏کنند. این تبه‏کاری بزرگان نقطه آغاز دارد، ولی پایانی نمی‏توان برای آن سراغ کرد.

نقطه آغاز این تخریب‏کاری از همان ابتدای است که طفل، خوب و بد دنیا را به خود حذب می‏کند و این مرحله برای وی از بطن مادر شروع می‏شود. چون هنوز طفل در رحم مادر است که سر و صداهای بیرونی را احساس و حتا درک می‏کند. به طور مثال زمان که کودک لگد می‏زند و پدر دست نوازش روی شکم مادر کشیده و با کودک خویش حرف محبت می‏زند، کودک خود را رام و آرام می‏گیرد، گویا می‏خواهد این نوازش را به شکل کامل به خود جذب کرده و مستفید شود.

تخریب‏کاری نقطه آخر و اتمام ندارد و تا پس از مرگ شخص با گفتار و کردار و به طور مستقیم و غیر مستقیم و از طرف خویشان و بیگانگان بر دیگران روا شمرده می‏شوند.

این خراب‏کاری‏ها که مملو از بی‏پروایی بزرگان می‏باشد در عرصه‏های مختلف دیده می‏شود که درین جا طور مؤجز و شماره‏وار چند مصداق آن را که در مورد کودکان افغانی دیده می‏شود، بیان می‏کنیم.

1.      یک نمونه آن زمان است که بزرگان خانواده سلام دادن از طرف کودکان به بزرگان را بر ایشان تحمیل می‏کنند و اگر کودک به بزرگ سلام ندهد، وی نیز به کودک سلام نمی‏دهد و درین حالت در مورد طفل کینه به دل می‏گیرند و وی را بی‏ادب می‏پندارند. در حال که پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) صرفنظر از سن و سال و کوچکی و بزرگی شخص مقابل، در ادای سلام از همه پیشی می‏گرفت و ثواب و حسنه نخستین را از آن خود می‏کرد و ما نیز بایست به پیروی از آن گرانقدر به کودکان سلام بدهیم تا بدین وسیله باعث شویم که ایشان نیز احساس کنند که دارای شخصیت بوده و برای شخص مقابل خود دارای اهمیت استند. این گونه یاد دادن و آموزش‏دهی به کودک به معنای تدریس غیر مستقیم است.

تدریس مستقیم این است که مدرس به شاگرد بگوید که: «سلام بده»؛ ولی تدریس غیر مستقیم این است که استاد یک عمل را انجام بدهد، بدون این که به شاگرد بگوید و بدین وسیله الگوی شاگرد قرار بگیرد و این همان شیوه‏ی عالی است که لقمان حکیم آن را به فرزند خویش آموزش داده بود و این درس ایشان تحت عنوان «صد پند سودمند لقمان حکیم» در کتاب «پنج گنج» منقول است که به فرزند خویش گفته بودند: «هر چه از پند و نصیحت گویی، نخست خود به آن عمل بکن». پس اگر استاد یا همانا اعضای خانواده، که همه‏ی ایشان نقش استاد را به کوچک‏تران از خود بازی می‏کنند، در ادای سلام به سایرین به شمول کودکان سبقت جسته باشند، به یقین که به کودک به طور غیر مستقیم درس سبقت جویی در سلام دادن، داده‏اند و به این طریق سنت پیشوای اسلام و سرور کاینات و سایر بزرگان دین مبین اسلام را هم به جا آورده‏اند.

2.      دیگر این که دیده می‏شود بزرگان خانواده بر اطفال خود بوسیدن دستان بزرگان را تحمیل می‏کنند و این عمل را برای طفل نشانه‏ی احترام کردن وی به بزرگ می‏نمایانند. در حال که احترام امر درونی است که از قلب و ذهن انسان سرچشمه می‏گیرد و پس از این است که حالت درونی، شکل بیرونی به خود گرفته و به صورت محسوس تبارز می‏کند. به ویژه زمان که شخص الف، شخص ب را دوست داشته و به وی علاقه‏ی قلبی داشته باشد و یا در ذهن نسبت منزلت و جایگاه آن شخص و یا موفقیت‏ها، دست‏آوردها و زحمات شخص مذکور سر تعظیم فرو داشته باشد، حتمن به وی احترام می‏گذارد ولی به طور ویدا اتفاق می‏افتد که شخص ب از طرف الف مورد دست‏بوسی قرار بگیرد در حال که الف برای شخص ب در قلب صمیمیت ندارد و ب نیز حایز هیچ جایگاه و منزلت که نشانگر حسنات وی باشد، نباشد. پس می‏توان گفت، احترام شدن شخص ب به دست خود وی است. بدین معنا که شخص ب همین که دارای گفتار و کردار نیک بوده و حسن سابقه در کارنامه داشته باشد، خود به خود از سوی سایرین مورد حرمت قرار می‏گیرد، بدون این که به سایرین در مورد چگونگی ادای احترام به ب گفته شده باشد، چون حسنات ما همان صیاد استند که سعدی شیرازی، آن شاعر بزرگ پیرامون آن چنین گفته است:

خُلق خوش خَلق را شکار کند

عقل بهتر ازین چه کار کند

3.      جنگ انداختن دو طفل مثلن پسران دو برادر، مورد دیگر است که میان خانواده‏ها دیده می‏شود. بزرگان به جای این که بین دو طفل مجلس مشاعره و یا مسابقه پرسش و پاسخ برگذار بکنند، ایشان را در بین خود به جنگیدن ترغیب می‏کنند و حین که اطفال به رزمیدن مشغول استند، کلان‏ها خنده کنان صدا می‏کنند که: «آفرین بچیم بزن» و بعدا در یادآوری از جنگ ایشان می‏گویند: «بچه من نام خدا خوب مثل سگ بالای بچه کاکای خود توپ می‏کرد» و این را مایه مباحات خود می‏دانند. غافل از این که جنگیدن همان آفت است که کشور ما ده‏ها سال شد از آن رنج می‏برد. در حال که مسابقه انداختن اطفال در موضوعات تعلیمی و تربیتی برعکس حالت پیشین، می‏تواند تراوش‏های ذهنی کودک را رشد بهتر داده و وی را به سوی عالم و دانا شدن رهنمون گردد. وطن ما امروز به جای تبهکار، به سازنده و سازندگی محتاج است. سال‏ها شد که پدران من و تو آستین بر زده و کمر بسته‏اند تا کشور را نابود بکنند و بر این تلاش خود موفق نیز شده‏اند، حالا دیگر نیاز داریم تا ما و نسل‏های پسین ما، برای ساخت و ساز این پیکر دردمند از بهترین تلاش‏های خود استفاده بکنیم.

4.      همچنین از این همه جنگ‏های بی‏پایان و اضرار انواع و اقسام اسلحه که ملت ما را به خاک و خون کشاند و دار و ندار را به خاک یکسان کرد، تا هنوز نیاموختیم که خریدن اسلحه‏ی بازیچه به اطفال از قبیل تفنگ، تفنگچه و شمشیر چه آثار مخرب روانی و تربیتی داشته می‏تواند ولی باز هم با این عمل خود، طفل را مشتاق جنگ و کشت و خون می‏سازند، به جای این که برای وی کتاب‏های مُصَور و داستان‏های آموزنده که خیلی ارزان و مفید حال شان بوده می‏تواند، باید خریداری شده و به دسترس این اطفال گذاشته شود.

5.      مورد دیگر که بارها در خانواده‏های مختلف شنیده شده است، این که به کودکان دشنام‏های متعدد را می‏آموزانند و در مقابل مهمان‏ها به کودکان دستور می‏دهند که دشنام‏های آموخته‏ی خویش را به زبان بیاورند و بدین طریق نشستی خنده و خوشحالی را برپا می‏کنند. بی تفاوت به این که این‏ها، این گونه انرژی اطفال را به جای آموختن کلمات خوب از قبیل اسما الحسنی به هدر داده‏اند و وقت خود و وقت طفل را تلف کرده‏اند. همان وقت باارزش را ضایع کرده‏اند که خداوند به دلیل اهمیت والای آن،‌ در سوره ۱۰۳ قرآن کریم به آن سوگند یاد کرده و گفته است «والعصر». خداوند به هیچ چیز سوگند یاد نمی‏کند، مگر این که آن چیز از اهمیت بالای برخوردار باشد و وقت نیز همان چیزها است.

6.      درد دیگر که باید به آن اشاره کرد، عبارت است از گذاشتن القاب توهین آمیز بالای اطفال و صدا کردن آن‏ها به همان القاب. بارها دیده شده است که بزرگان، اطفال را به واژه‏های از قبیل سیاه‏گک، بی دندان، شاشوک، گوزوک،... خطاب کرده‏اند. این عمل بزرگان باعث می‏شود که سایر اطفال همان خانه طفل مذکور را با تقلید از بزرگان به همان نام‏های پست صدا بکنند و وی را مسخره کنند و به همین سان در کوچه و میان همسایگان نیز شناخته شوند. این کار سبب می‏شود تا طفل خود را بی‏شخصیت احساس کرده و از نظر روحی و روانی احساس کمی و کمبودی در وی ایجاد شده و در مقابل دیگران کینه‏خو بگردد.

7.      مسئله دیگر که شایسته ذکر است، این که بزرگان خانواده حتا زمان که از دست و پا نیفتاده و صحت‏مند باشند، اطفال را مکلف می‏سازند تا برای ایشان پیش از غذا آفتابه و لگن با آب برای دست‏شویی بیاورند. این تحمیل تا جای است که اکثر اطفال از شستن دستان بزرگان متنفر و گریزان می‏باشند. مثلن دیده می‏شود که خواهر کوچک خانواده این عمل را بالای برادر کوچک تحمیل می‏کند تا خود از این مسوولیت راحت شده و فرار بکند و برادر کوچک نیز با بارها دلیل سعی در شانه خالی کردن ازین کار می‏داشته باشد. در حال که طبق «اصل شخصی بودن مسوولیت‏ها» که یک اصل دینی، حقوقی و اخلاقی است، هر کس خودش مسوول اجرای تکالیف خود است، حتا اگر این شخص پدر خانواده باشد. بدین معنا که پدر خانواده خود باید از جا بلند شده و دستان خود را بشوید تا بدین وسیله به فرزندان الگوی خودکفایی شوند، ایشان را فعال تربیت کرده و نیز ایشان بدانند تا هرگز باردوش دیگران نباشند. درست است که پدر خانواده خسته از کار و وظیفه به منزل بر می‏گردد، ولی این بدان معنا نیست که دیگران در خانه هیچ مصروفیت نداشته‏اند و همه اعضای خانواده تمام روز آسوده و استراحت بوده‏اند. در نبود پدر همه اعضای خانواده کار و مشغله‏های مختص به خود و یک گوشه از تکالیف مشترک خانواده را به عهده داشته‏اند که بدان سبب آن عضو نیز خستگی‏های مختص به خود را داشته است. پس بزرگان خانواده درین مورد بی‏درک نباشند و هر کس تا می‏تواند، کارهای خود را به دوش بگیرد.

پیرامون باردوشی والدین بر فرزندان این مورد را نیز باید افزود که در برخ خانواده‏ها، پدر خانواده صبح پس از خواب بستر خود را گسترده رها می‏کند و شب نیز به فرزندان دستور می‏دهد که بستر وی را بگسترانند و بدین وسیله برای فرزندان الگوی تنبلی واقع می‏شوند. در حال که پدر و مادر خود باید بستر خود را جمع و جور کرده و یا بگسترانند تا بدین طریق به اولاد الگوی نظم، انضباط و سلیقه واقع شوند.

8.      آموزش بد و نادرست دیگر که به فرزندان در خانواده‏ها داده می‏شود، عبارت از دروغ گویی به ایشان است. مانند زمان که پدر به وظیفه می‏رود و طفل به خاطر رفتن با پدر و یا مانع شدن پدر از رفتن به وظیفه گریه می‏کند. درین هنگام پدر و مادر به طور مشترک و به شکل هم‏دست به طفل می‏گویند که پدر به تشناب می‏رود. زمان که آن طفل بزرگ می‏شود، او هم این دروغ را به فرزندان خود در همین قضیه گفته و تکرار می‏کند. پس دیده می‏شود که دروغ گویی به ما از اجداد رسیده است و معلوم نیست که چرا یک مشکل را به طریق راست و درست آن حل نکنیم، در صورت که هم قضیه با درستی و راستی قابل حل باشد و هم دروغ گویی امر غلط و مذموم از نظر تربیتی، اخلاقی و دینی باشد. خیلی دیده شده است که خانواده‏های هم وجود دارند که به فرزندان شان دروغ نمی‏گویند و قناعت ایشان را با حرف راست و حقیقت جلب می‏کنند و به ایشان بدین وسیله راست گویی و صداقت را درس می‏دهند.

9.      مورد دیگر که خانواده‏ها در راستای تربیت فرزندان شان باید مراعات بکنند، ولی نمی‏کنند، این است که، بزرگان خانواده جهت چند لحظه شادی کاذب از طریق رادیو، تلویزیون و موبایل‏های شان آهنگ‏های را با صدای بلند می‏شنوند که فقط شعرهای تحریک کننده و مست کننده دارند که شنیدن آن‏ها انسان را از نگاه جنسی تحریک کرده و این آهنگ‏ها می‏تواند در کنار سایر عوامل، یکی از عوامل بلوغ زودرس باشد که برعلاوه تاوان‏های بلوغ زودرس از قبیل قدکوتاهی نسل‏های امروزی، عقب‏مانی تحصیلی، درخواست ازدواج نابهنگام وغیره، به طور مستقیم می‏تواند اطفال را متوجه جنس مخالف و اعضای لذت بخش وجود آنان از قبیل لب، زبان،... بسازد و به انحطاط اخلاقی مبتلا شوند. لذا ضمن توصیه به بزرگان که نباید چنین آهنگ‏های مزخرف، مستهجن و بدمفهوم را بشنوند، در راستای جلوگیری از انحطاط اخلاقی فرزندان و اولاد وطن سخت کوشا و مدبر باشند. همچنین باید گفته شود که این صداهای بلند سبب ایجاد آلودگی صوتی نیز می‏شوند که برعلاوه این که امروزه این آلودگی صوتی از جمله دروس مربوط به انجنیری محیط زیست است، در سایر رشته‏ها از قبیل حقوق و روان شناسی طی مضمون حقوق محیط زیست یا محیط زیست تدریس می‏شوند که خطرات و زیان‏های این آلودگی‏ها را به صحت روانی افراد مورد بحث قرار می‏دهد.

10.   مورد دیگر که نباید صورت بگیرد، همانا بوسیدن اطفال از ناحیه دهان و لب‏ها است. این عمل برعلاوه‏ی این که قباحت اخلاقی دارد،‌ از نظر طبی و صحی نیز مضر به حال طفل است. چون انسان‏ها همواره در معرض اجسام و هستی‏های مضر از قبیل بیماری‏ها، مکروب‏ها، انتان‏ها، ویروس‏ها و باکتریاها استند که سراسر وجود ما را به شمول لب و دهان دربر گرفته‏اند. با بوسیدن لبان طفل از طریق لب‏ها، شخص بوسنده انتقال این اجسام مضر را تسهیل کرده و آنان را در کوتاه‏ترین فاصله به قسمت درونی وجود کودک از قبیل دهن، گلو و معده به جا می‏گذارد. انسان بزرگ که مقاومت مبارزه به این اجسام را ندارد و همیشه به بیماری‏های گوناگون مبتلا می‏شود،‌ پس چگونه می‏توان از یک طفل کوچک که مقاومت کمتر نسبت به شخص بزرگ دارد، انتظار مقاومت در مقابل این همه بیماری‏های مهلک را داشت. بنا بر این، توصیه می‏شود که بزرگان محبت خود را نسبت به اطفال غیر از بوسیدن یعنی به طریق گفتن حرف‏های محبت آمیز و گوش دادن به سخنان اطفال،... ظاهر سازند.

11.   یکی دگر از موضوعات که در خانه‏ها دیده می‏شود، بزرگان خانواده برای این که اطفال را مصروف بسازند تا خود شان به سایر کارهای خانه و زندگی رسیدگی بتوانند و یا خود شان از آرام کردن و مصروف ساختن اطفال نجات پیدا بکنند، کودک را در مقابل تلویزیون برای تماشای سریال‏ها و یا کارتون می‏نشانند. قابل ذکر این که، زمان که بزرگان ما تا امروز در سریال‏ها مواد آموزنده و مفید نیافته‏اند، از اطفال چگونه می‏توان توقع خراب نشدن از اثر سریال‏ها داشت. یعنی به یقین که اطفال از این سریال‏ها اعمال از قبیل حامله شدن نامشروع، داشتن دوست پسر و دوست دختر، بی حجابی و بدحجابی، غیبت، فنته، کُشت و خون را می‏آموزند. در مورد کارتونی نیز باید گفت که تمام کارتونی‏ها دارای داستان‏های ویژه اطفال نیستند، بلکه در این برنامه‏ها نیز دیده می‏شود که دو کارتون بوسه‏های تحریک کننده، خمار شدن برای جنس مخالف، فجور و خیلی موارد متعدد دیگر را به اطفال درس می‏دهند که همه این‏ها برخلاف فرهنگ، اخلاق حسنه، نظم عمومی، دین و مذهب ما استند که در سطح بالا توسط دولت و در سطح خانواده‏ها توسط بزرگان خانواده باید تحریم و بسته شوند.

12.   به همین سان دیده می‏شود که خیلی خانواده‏ها حوصله فرزندآوری را دارند ولی حوصله تربیت کردن آن‏ها را ندارند و یا هم چگونگی تربیت کردن را نمی‏دانند و به همین سبب زمان که یک طفل گریه و نارامی می‏کند، وی را به کودک دیگر که یک مقدار بزرگتر از طفل مذکور است، می‏سپارند تا وی همان خواهر یا برادر کوچکتر خود را آرام بکند و به خاطر که از سر و صدای این اطفال راحت بمانند، آن‏ها را به کوچه می‏فرستند تا همان جا مشغول باشند. بی تفاوت به این که آن کودکان در کوچه با چگونه آب، هوا و کثافت مشغول استند. چون دیده می‏شود، زمان که نان این اطفال در روی خاک کوچه میفتد، آن را بلند کرده و دوباره می‏خورند و یا زمان که بازیچه آن‏ها در جوی میفتد، آن را از جوی خارج کرده و دوباره به بازی خود ادامه می‏دهند. و نیز بی تفاوت به این که این اطفال در کوچه با چگونه مردم سردچار استند و از آن‏ها چه می‏آموزند و چگونه از این اطفال سوءاستفاده می‏شود. این سوءاستفاده‏ها انواع و اقسام مختلف دارد. به طور مثال این کودکان در معرض تماس‏ها و لمس‏های نامشروع مردم کوچه قرار می‏گیرند و یا این افراد از کودکان در تعداد افراد خانواده و ساعات رفت و آمد و حاضری بزرگان در خانه معلومات می‏گیرند تا طبق آن برای دزدی و اختطاف خویش برنامه ریزی مناسب‏تر بتوانند.

13.   مورد دیگر که باید خاطر نشان کرد، در برخ خانواده‏ها دیده می‏شود که آلت تناسلی طفل پسر را لمس کرده و نام آن را می‏گیرند و یا از او می‏پرسند که این چه چیز است که تو داری و روی آلت تناسلی وی نام‏های متفاوت می‏گذارند و یا تنبان او را از وجود او خارج می‏کنند تا وی برهنه شده و با دیدن وجود او زمینه ساعت تیری، خنده و تبصره بزرگان میسر شود. بی خیال از این که طفل چقدر احساس خرد شدن شخصیت، پستی، ناتوانی، حقارت، بی دفاع بودن و ناچاری می‏کند. حتا زمان که طفل در مقابل این عمل بزرگان گریه می‏کند، برای دفاع از وی مفید واقع نمی‏شود و بدتر از این، این که گاهی دیده می‏شود این عمل در مقابل چشمان والدین آن طفل صورت می‏گیرد ولی آن‏ها نیز به داد کودک نمی‏رسند و مانع این عمل نمی‏شوند، بلکه در جمع با دیگران یکجا خندیده و احساس خوشی می‏کنند. دلیل آن می‏تواند این باشد که این گونه والدین یا خود تربیت مطلوب را ندارند و یا گاهی در موقعیت چنان یک طفل قرار نگرفته‏اند و حتا نخوانسته‏اند و یا نتوانسته‏اند که خود را در موقعیت آن کودک تصور بکنند و ببینند که بی‏آبرو شدن چه درد دارد و یا نخواسته‏اند که عامل این عمل را خفه و ناراحت بسازند.

درسخن پایانی باید گفت، اطفال همانا چوب تازه و تر استند که هر طرف باغبان آن‏ها را دور بدهد، همان طرف دور خورده و به پختگی می‏رسند و زمان که به همان طرف مطلوب باغبان مستحکم و قوی شدند، دیگر دور خوردن دوباره ایشان به صراط مستقیم ناممکن می‏شود. در مثال و بیان دیگر می‏توان گفت، اطفال گِل استند که در قالب توسط خشتمال ریخته شوند، همان شکل را به خود می‏گیرند. بنا بر این بزرگان خانواده نهایت سعی خود را باید در راستای تربیت درست اطفال مبذول بدارند تا ایشان به سمت نادرست دَور داده نشوند و در قالب‏های غلط ریخته نشوند و در نهایت به جامعه به جای انسان‏های ایده‏آل، وحشی‏های درنده تقدیم نشود که مصداق این وحشی‏ها در جامعه امروزی ما به وفور دیده می‏شود. پس برای موفقیت درین راستا برای والدین توصیه می‏شود که در تعداد فرزندان شان توجه کامل داشته باشند. یعنی به همان تعداد فرزندآوری بکنند که به تربیت سالم، همه جانبه و مطابق موازین و اصول دینی آن‏ها رسیدگی بتوانند. چون درست است که رسول خدا (ص) گفته که در روز قیامت به تعداد امت خود افتخار می‏کند، ولی این یک امر طبیعی و مسلم است که آن پیامبر گرامی (ص) هرگز به کثرت لنده‏غران، لاابالی‏ها و لگام گسیخته‏ها افتخار نمی‏کند، بلکه بر کیفیت نسبت به کمیت افتخار می‏کند و این امر از آیات و روایات متعدد و متفاوت مستنبط است.

لینک این مقاله در «روزنامه صبح کابل»

https://subhekabul.com/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/untold-stories-of-raising-children-in-afghan-families/?fbclid=IwAR1l5WfB5oWGunXoRV-0ADObDoKv33zRWdis1k618TIygEQBnUnSrX828_U

صفحه فیسبوک مربوط به عکاسی از همین نویسنده

https://www.facebook.com/PhotographyMuhammadZai

صفحه تویتر همین نویسنده، برای دستیافتن به لینک سایر نوشته‏ها و مقاله‏های وی که در دیگر رسانه‏ها به نشر رسیده‏اند

https://twitter.com/Mohamma06817432

صفحه لینکدن همین نویسنده، برای اطلاع از سایر سویه تعلیمی، تحصیلی و تجربه و سابقه کاری وی

https://www.linkedin.com/in/mohammad-mustafa-muhammadyar-16099b177/

Related Articles

څنګه کولای شو ښه ويناوال شو!؟

 آیا د چا له خبرو اغېزمن شوي یئ؟ فکر مو کړی، چې تاسو هم د هغه/هغې په څېر شئ؟ اندېښنه مه کوئ، تاسو به په دې لیکنه کې د ویناوالۍ په اړه ډېر معلومات ترلاسه کړئ. که په لاندې ذکر شوو لارښوونو عمل وکړئ نو ډېر ژر به ښه ويناوال شئ. ناپېليون بوناپارټ وايي: "موږ د کلماتو په مرسته پر نړۍ حکومت کوو."  په رښتيا هم الفاظ او وینا زموږ په بریا کې کلیدي رول لري. په...

څنګه یو سکالرشیپ ته بریالي کیدلای شو؟

زمونږ د زده کړو سیستم ته په پام سره له هیواده بېرون زده کړې کول د هر زده کوونکي ارمان وي. خو دا چاره لګښت غواړي او د هر چا د وس کار نه دی! که تاسو په دې فکر یاست نو اشتباه مو کړې. د نړۍ په کچه د زده کړو په زرګونو سکالرشیپونه شتون لري چې ممتازو زده کوونکو ته د زده کړو لپاره وړیا امکانات او پیسې ورکوي. مونږ چې د ممتازو زده کوونکو خبره کوو، نو دا په...

نړۍ څنګه بدله کړو؟

لیکنه ـ ریاض مقامزی په نړۍ کې د عدالت تامینول، له نورو سره د مرستې کول او یا هم په نړۍ کې مثبت بدلون راوستل د ډېرو خلکو هيله وي؛ خو ډېر کم خلک پر دې "راز" پوهېږي، چې نړۍ څنګه بدله کړي او خپل ذهني سکون څنګه وساتي. ددې راز په پوهېدو سره به تاسو به ډېر آرام یئ او خپل وجدان به مو هېڅکله نا راحته نه کړي. تاسو همدا اوس دا راز لولئ. ددې راز پر مټ کولای...

Recommended Articles

د حافظې د پیاوړتیا څو لارې

هغه حقیقت چې د عمر په زیاتېدو سره حافظه له منځه ځي، دلیل نه شي کېدای چې ونه شو کولی د له منځه تللو طریقه یې ډېره سسته کړو. څېړنو ښودلې ده چې موږ کولی شو د امکان تر حده حافظه وساتو، اجازه راکړئ دغه عملي لارې وسپړو.  د حافظې د قوي کېدلو څو لارې  ژور فکر وکړئ چې فعاله حافظه مو بهتره شي: فعاله حافظه تقریباً ستاسو د مغز د یادښت کتابچه ده، چېرته چې نوي...

د وينا پر مهال د وېرې او فشار ختمول

لیکنه ـ ریاض مقامزی دا چې موږ انسانان ټولنيز ژوند لرو، نو اړ یو چې د خپلو اړتياوو او مفکورو د وضاحت لپاره وغږېږو. خبرې کول زموږ د ژوند په هره برخه کې لیدل کېږي. په کور، کلي، دکان، ښار، مکتب، ښوونځي او ګڼو نورو ځايونو کې موږ خبرې کوو او خپل پپغام نورو ته رسوو.   ځينې خلک بیا د خبرو او وينا پر مهال تر وېرې او فشار لاندې وي. نه شي کولای خپل پيغام او...

خېټه څنګه کوچنۍ کړو؟

د نارینه او نجونو لپاره تر ټولو بد مرض د خېټې د وازدو ډېرېدل او غټېدل دي چې نه یې یوازې ښکلا ته زیان رسوي، بلکې صحت ته یې هم ستونزې جوړوي. نن درته د خېټې د کوچني کولو داسې طریقې در ښیوو چې د ډېر ورزش ستړیا به هم نه ورسره ګالۍ او په تکلیف به هم ورسره نه شئ. د ورځې پیل د لیمو په جوسو وکړئ، نیم لیمو په یو ګیلاس اوبو کې زبېښل او څښل یې په حجراتو کې...